حاج ملا هادي السبزواري
279
شرح مثنوى
و موجوداتِ محيطاتند - مستغنى از بيان است . و اگر به نظر آيات بينى به روى آيات آفاقى و انفسى بىتفاوت است . و اگر به غرض نفسانى ، روى اظلَّه هم نيستند ، بلكه نزديك است كه ملحق شوند به عدم . اى عزيز بدان كه آن چه از صور جلوه دارد به مشاركت تن ، جلوهء او نماند چون از تن جدا شوى . چون آب بارِد ، كه تا به حرارت كبد گرفتارى ، جلوه دارد . و چون اكل كه تا به دغدغهء سودا ، مر ، لامسهء فم معده را مبتدايى ، جلوه گرى دارد . و چون مباشرت و دغدغهء منى ، اوعيه را . و قس عليه . به خلاف صور كليّه و عقليّه و جزئيهء خياليه ، كه نه ما به ينظر باشند ، بلكه خيالات ، وسيلهء نيل كليات و معرفت مجرّدات باشند . * ( وَاَلْباقِياتُ اَلصَّالِحاتُ خَيْرٌ 18 : 46 . ( 1 ) ( ( 970 ) ) اول فكر آخر آمد در عمل * به نيت عالم چنان دان در ازل ن 246 4 - ك 94 5 اول فكر : تلميح است به مصراعى كه : اول الفكر آخر العمل . يعنى علَّت غائيه كه در خارج بعد از فعل موجود مىشود ، در علم ، پيش از فعل تصور مىشود ، و اول است در فكر . و فكر حركت است از ذهن و عرض است . در ازل : چه ، علَّت غائيهء عالم كه انسان كبير است ، ذات اقدس است ، و هو الاوّل و هو الآخر . ( ( 974 ) ) پس سرى كه مغز آن افلاك بود * اندر آخر خواجهء لولاك بود ن 246 8 - ك 94 7 پس سرى : يعنى عقل نخستين كه بود ؟ مصداق كُنتُ نَبيّاً وَآدَمُ بَينَ الماءِ وَالطَّينِ ( 2 ) ، آخرِ اولى - العزم و خاتم است ( ص ) و مغز آخرين . ( ( 976 ) ) جمله عالم خود عرض بودند تا * اندر اين معنى بيامد هل اتى ن 246 10 - ك 94 8 هل اتى : * ( هَلْ أَتى عَلَى اَلإِنْسانِ حِينٌ مِنَ اَلدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً 76 : 1 ( 3 ) . مفسرين « هل » را به معنى « قد » گرفتهاند . يعنى به تحقيق كه آمده بر آدمى هنگامى از روزگار كه شىء مذكورى - بالفعل - نبود . اشارت است به مرتبهء ماديّت او كه بالقوّه بود و عرضى بود كه مزاج حاصل از امتزاج اخلاط بود . و اين مرتبه را هم « انسان » فرموده ، چه مادّهء انسان هم جزء انسان است ، و بيگانه از او نيست . چه ، انسان ملكى - يعنى صورىِ طبيعى - هم انسان است ، چنان كه انسان ملكوتى و جبروتى و لاهوتى - هر سه - انسانند . قال على - عليه السلام - أنَا آدَمُ الاوَّلُ ( 4 ) . حكماء
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء كهف ، آيهء 46 . . ( 2 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 1 ، ص 214 . . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء انسان ، آيهء 1 . . ( 4 ) عوالى اللآلي ، ج 4 ، ص 122 : انا اول الانبياء خلقاً و آخرهم بعثاً . .